يادی از دايی درگذشتهام
پنجشنبه 6 دیماه 1386همان روز: سوم آذر 72،
چهارشنبه روزی بود که رخت از اين دنيا برکشيد. من صبح فردايش خبردار شدم. البرز میرفتم
و سال آخر دبيرستان بودم. دبير جبر برای صبح پنجشنبه ـ قبل از شروع کلاسها ـ
آزمون آمادگی کنکور گذاشته بود. داشتم از خانه بيرون میرفتم که از پدرم حالش را جويا
شدم (میدانستم که شب قبلش حالش بد شده بود) و او در گوشم نجوا کرد آنچه را که رخ
داده بود. هوا سرد و تاريک بود، باران میآمد اما نه آن بارانی که از زندگی سيرابت
میکند، آسمان تيره و تار بود، تا مدرسه گريستم.
بی تو مهتاب شبی باز
از آن کوچه گذشتم،
همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم،
شوق ديدار تو لبريز شد
از جام وجودم ....
چند پرسش درباره برنامه هستهای ايران - 2
سه شنبه 20 آذرماه 1386پرسش دوم: ارجاع
پرونده ايران به شورای امنيت
چند هفته پيش دکتر البرادعی ـ دبير کل آژانس
بينالمللی انرژی اتمی ـ در گزارش خود به همکاری ايران برای رفع برخی ابهامات
مربوط به گذشته فعاليتهای اتمی خود (مانند سانتريفيوژهای p1 و p2،
آلودگی برخی قطعات به پرتوهای راديو اکتيو و ...) اشاره کرد. هرچند او در گزارش
خود همکاری ايران را "منفعلانه" خواند و تصريح کرد که ايران به الزام
محوری دو قطعنامه 1737 و 1747 شورای امنيت يعنی تعليق غنیسازی اورانيوم توجهی
نکرده است.
گزارش البرادعی با استقبال گسترده هيات حاکمه ايران مواجه شده و از سوی افراد مختلفی (مانند وزير امور خارجه) مطرح گرديد که چون ابهامات مربوط به گذشته فعاليتهای هستهای ايران (که 18 سال بصورت پنهانی انجام شده بود) دليل اصلی ارجاع پرونده ايران از آژانس بينالمللی انرژی اتمی به شورای امنيت سازمان ملل متحد بوده است، رفع ابهام از موارد ياد شده مبنای حقوقی ارجاع پرونده را زير سوال برده و پرونده بايد به آژانس بازگشت داده شود (و با رويکردی حقوقی ـ فنی (و نه سياسی) دنبال گردد).
