« مطلب بعدي | صفحه اصلي | مطلب قبلي »
چند پرسش درباره برنامه هستهای ايران - 1
پنجشنبه 8 آذرماه 1386
پرسش اول: خودکفايی در فرايند توليد برق اتمی؟
يکی از انتقاداتی که در مورد برنامه هستهای ايران مطرح میشود
آن است که ايران میتواند (مانند برخی ديگر از کشورهای دارای نيروگاه هستهای)
سوخت اتمی مورد نياز خود را بجای توليد در داخل (از طريق غنیسازی اورانيوم) از
کشورهای صاحب اين تکنولوژی خريداری کند. به عنوان نمونه روسيه پيشنهاد داده است که
غنیسازی اورانيوم از طريق يک کنسرسيوم که ايران نيز در آن سهامدار باشد، در خاک
روسيه انجام شده و ايران سوخت هستهای مورد نياز خود را از طريق آن تامين کند.
عربستان سعودی نيز اخيراً مطرح کرده است که کشورهای عربی حاضرند در ساخت يک مرکز
فرآوری اورانيوم که در کشوری بيطرف (مانند سويس) ساخته شود با ايران همکاری کنند تا از اين طريق ايران مطمئن شود که سوخت اتمی مورد نياز خود را دريافت میکند.
ايدههای مشابهی نيز از سوی برخی ديپلماتهای غربی مبنی بر ساخت يک "بانک
سوخت هستهای" که زير نظر آژانس بينالمللی انرژی اتمی فعاليت کند و کشورهای
دارای نيروگاههای هستهای سوخت مورد نياز خود را از آن خريداری کنند مطرح شده است.
اول ـ اگرچه ممکن است خريد سوخت اتمی از کشوری ديگر از نظر فنی
ـ اقتصادی بر توليد داخلی آن رجحان داشته باشد، اما با توجه به احتمال کارشکنی
ديگر کشورها (به ويژه آمريکا) ريسک اين تصميم بالاست. (علی لاريجانی يکبار در
زمستان سال قبل که روسيه صادرات گاز را به اوکراين قطع کرده بود آن را با وابستگی
ايران به وارد کردن سوخت اتمی تشبيه کرد و اخيراً نيز گفت که ايران بانک سوختی
را که کليد آن در دست آمريکا باشد قابل اعتماد نمیداند).
به نظر من هر دو پاسخ فوق از نظر منطقی اشکال دارند:
1) استخراج اورانيوم (از معادن اورانيوم مانند معدن ساغند
يزد)
2) فرآوری (غنی سازی) اورانيوم و توليد سوخت هستهای (در
مرکزی مانند نطنز)
3) توليد برق از طريق استفاده از سوخت هستهای در راکتورهای
اتمی (در نيروگاهی مانند بوشهر)
الف ـ معادن شناخته شده ايران يکی معدن ساغند يزد با ذخيره
حدود هشتصد تن و ديگری معدن بندرعباس با ذخيره حدود ششصد تن اورانيوم هستند (که در
مقايسه با کشورهایی مانند کانادا و استراليا بسيار ناچيز است).
ب ـ ظرفيت توليد نيروگاه بوشهر در صورت بهرهبرداری در حدود
1000 مگاوات است. ظرفيت فعلی توليد نيروگاههای موجود ايران (حرارتی، آبی و بادی)
مجموعاً حدود 33000 مگاوات است که با بهرهبرداری از نيروگاههای در حال ساخت به
حدود 40000 مگاوات میرسد. اين بدين معناست که ظرفيت نيروگاه بوشهر تنها معادل
حدود 2 درصد از ظرفيت کلی توليد برق کشور است.
ج ـ طبق نظر کارشناسانی مانند دکتر احمد شيرزاد، منابع
شناخته شده اورانيوم در ايران (که در بالا ذکر گرديد) تنها برای 10 سال فعاليت
نيروگاه بوشهر کفايت میکند.
د ـ برنامه ايران (مصوبه مجلس) ساخت نيروگاههای جديد اتمی و
افزايش ظرفيت توليد برق اتمی به 20000 مگاوات است.
1) آيا فنآوری بکار گرفته شده توسط ايران برای غنیسازی
اورانيوم بهترين (روزآمدترين، کمهزينهترين، ايمنترين و ...) گزينه ممکن است يا
ايران میتوانست با همکاری با جامعه بينالمللی از گزينههای بهتری برخوردار باشد؟
2) آيا جز با غنیسازی اورانيوم يا استفاده از راکتورهای آب
سنگين نمیتوان برق توليد کرد؟ آيا بکارگيری راکتورهای آب سبک (که خطر انحراف به
توليد پلوتونيم را ندارد) که از سوی اروپاييها پيشنهاد شده بود، نمیتواند
جايگزينی بهتر باشد؟
3) آيا ايران در صنايع کليدی ديگرش کاملاً از خارج از کشور
بینياز شده است؟ در صنعت نفت و گاز که هنوز قسمت عمده توليد ناخالص ملی کشور را
تشکيل میدهد، ما از پمپ و کمپرسور و مبدلهای حرارتی پيشرفته گرفته تا سيستمهای
کنترل و ابزار دقيق هنوز به خارج از کشور وابسته نيستيم؟ در صنعت برق (حرارتی، آبی
و بادی)، آيا تجهيزات اصلی مانند توربين و ژنراتور (که اساس فرايند توليد برق را
تشکيل میدهند) قابليت توليد در ايران را دارند؟ آيا در صنعت خودرو سازی (که بصورت
مستقيم و غير مستقيم چند صد هزار نفر را بکار گماشته است)، قطعات کليدی خودرو هنوز
از خارج از کشور وارد نمیشود؟ ...
-
چند پرسش درباره برنامه هستهای ايران - 1
- به تاريخ: پنجشنبه 8 آذرماه 1386
- نظرات ارايه شده : 2
- آدرس لينک اين صفحه
از طرف Mehdi :
Saeed jan
tahlilet kheyli jaleb o manteghi bood
zende baad
ارسال نظر:



نظرات ( تعداد: 2 نظر )
از طرف علیرضا :
طبق معمول از خواندن نوشته هایت لذت می برم :))
جمعه، 9 آذرماه 1386، 0:02 صبح