Powered by Movable Type 4.0

وضعيت يا عملکرد؟

مورد اول: فردی به مدت 6 ماه در حال کاهش وزن است. بر اساس پارامترهايی مانند قد و استخوان‌بندی، وزن مطلوب او 75 تا 80 کيلوگرم می‌باشد. او در حال حاضر 110 کيلوگرم وزن دارد. از نظر شما عملکرد او در کاهش وزن چگونه بوده است؟

مورد دوم: دولتی به مدت 5 سال اداره کشوری را برعهده داشته است و روزهای آخر دوران تصدی خود را سپری می‌کند. آمارهای رسمی نشانگر وجود 3 ميليون معتاد به مواد مخدر (معادل 5 درصد کل جمعيت) در آن کشور است. از نظر شما آيا سياستهای آن دولت در مبارزه با اعتياد موفق بوده است؟

احتمالاً در هر دو مورد شما "عملکرد" را ضعيف (نامطلوب) ارزيابی می‌کنيد. حال اگر بدانيد در مورد اول، 6 ماه قبل که فرد شروع به کاهش وزن کرد 130 کيلوگرم وزن داشت و در اين مدت 20 کيلوگرم از وزن خود کاسته است، چه نظری می‌دهيد؟ اگر در مورد دوم مطلع شويد 5 سال قبل که دولت مذکور آغاز بکار کرد 4 ميليون نفر در آن کشور معتاد به مواد مخدر بودند، آيا داوری شما تغييری می‌يابد؟

گاهی اشتباهی که در داوری رخ می‌دهد آن است که دو مفهوم وضعيت (position) و عملکرد (performance) با يکديگر خلط می‌شوند.

1) "وضعيت" يک متغير (وزن فرد در مورد اول و تعداد معتادان کشور در مورد دوم) در يک "برش" از زمان اندازه‌گيری می‌شود. برای آن که قضاوت کنيم اين وضعيت خوب است يا بد، می‌توان آن را با دو الگو (benchmark) مقايسه کرد:

الف ـ مقدار ايده‌آل از نظر تئوری (صفر در مثال دوم)
ب ـ مقدار متوسط يا بهينه در عمل نزد افراد يا جوامع ديگر (مثلاً کشور مذکور با 5 درصد معتاد در وضعيتی بدتر از 85 درصد کشورهای دنيا قرار دارد)

با اين داده‌ها می‌توان قضاوت کرد که فرد مثال اول با وزن 110 کيلوگرم از وضع مطلوب فاصله زيادی دارد و کشور مثال دوم در وضع بدی از نظر آمار معتادان بسر می‌برد.

2) "عملکرد" يک فرد يا گروه در ارتباط با يک متغير، مستقل از وضعيت آن متغير در يک نقطه از زمان است. برخلاف وضعيت که در يک برش از زمان اندازه‌گيری می‌شود، عملکرد حتماً بايد در يک "بازه" (فاصله) زمانی سنجيده شود. يه عبارت ديگر عملکرد يک متغير بين دو نقطه (زمانی) a و b به وضعيت آن متغير در هيچکدام از آنها به تنهايی بستگی ندارد بلکه تابعی از اختلاف آنهاست. برای آن که عملکرد مثبت (مطلوب) باشد بايد:

الف ـ تغيير رخ داده در "جهت" مثبت باشد (افزايش يا کاهش بنا بر ماهيت متغير تحت بررسی)
ب ـ  اندازه يا "بزرگی"
(magnitude) تغيير متناسب با طول دوره زمانی باشد.

در مثال نخست، تغيير متغير (وزن) در جهت مطلوب (کاهش) بوده و بزرگی آن (20 کيلوگرم) متناسب با طول دوره زمانی (6 ماه) بوده است. بنابراين فرد مذکور نه تنها عملکرد ضعيفی نداشته بلکه بايد خود را برای عملکرد موفقش تشويق کند! در مثال دوم هم جهت تغيير متغير (تعداد معتادان) مثبت (کاهشی) بوده و مقدار تغيير آن (25 درصد کاهش ظرف 5 سال) نسبتاً مطلوب است. در اين جا هم دولت مذکور اين مورد را می‌تواند جزء نقاط مثبت کارنامه‌اش ثبت کند.

خلاصه سخن آن که در داوری در مورد عملکرد يک فرد يا گروه در ارتباط با يک متغير حتماً بايد از مقدار آن متغير در ابتدا و انتهای دوره اطلاع داشته و جهت تغيير و بزرگی آن را ارزيابی کرد. اين رويکرد ما را از داوريهای ناصواب در اينگونه قضاوتها باز می‌دارد.

 

 


 

نظرات ( تعداد: 2 نظر )

عجب حسن تصادفي! مدت ها مي خوندمت اما نمي دونستم تويي!

آقا پس چرا آپدیت نمی کنی ؟!!!

 

ارسال نظر: