Powered by Movable Type 4.0

آموختن واژگان زبان انگليسی

يکی از روشهایی که به تازگی برای فراگيری واژگان زبان انگليسی استفاده می‌کنم، استخراج لغتهای جديد فيلمهای سينمایی مورد علاقه و ثبت آنها در يک فهرست لغات (word list) ساده است. چون بنا دارم از اين پس هر هفته يک فهرست 20 تايی از اين لغات را با شما به اشتراک بگذارم، ابتدا نکاتی را درباره اين روش بيان می‌کنم:

1. نخست آن که چرا يادگيری واژگان زبان انگليسی بدين روش می‌تواند مفيد باشد؟ به نظر من سه دليل اصلی می‌توان ذکر کرد:

الف ـ آموختن واژگان انگليسی را با يک فعاليت سرگرم‌کننده همراه می‌کند.
ب ـ آموختن يک واژه در متن يا بافت جمله
(context) بسيار موثرتر از آموختن صرف از روی يک کتاب لغت می‌باشد.
ج ـ بسياری از واژه‌ها همراه يک خاطره تصويری در ذهن ثبت می‌شوند.

به عنوان مثال در فيلم "رهايی از شاشنک" (The Shawshank Redemption) صحنه‌ای را بخاطر بياوريد که هنرپيشه اول فيلم (تيم رابينز) فردی را يافته که می‌تواند بر بی‌گناهی او در دادگاه شهادت دهد و سعی می‌کند رييس زندان را متقاعد سازد تا امکان دادرسی مجدد را برای او فراهم کند. اما رييس زندان که او را درگير خلافهای مالی خود کرده و بيم دارد در صورت آزادی او اسرارش برملا شود، عامدانه خود را به نفهمی می‌زند. اينجاست که او عصبانی می‌شود و به رييس زندان می‌گويد:

Are you obtuse? Is that deliberate?

به اين ترتيب واژه obtuse (نفهم، کودن) و نيز واژه deliberate (عمدی، تعمدی) به همراه يک خاطره تصويری در ذهن ثبت می‌شود که امکان از ياد بردن آن را کمرنگ می‌سازد.


2. اين واژه‌نامه‌ها که هر هفته يکی از آنها در قسمت "برای شما" قرار داده خواهد شد، هرکدام شامل 20 سرواژه (مدخل اصلي يا main entry) است که يادگيری آنها بيشتر از چند ساعت در هفته بطول نمی‌انجامد ولی يک راه خوب برای گسترش دامنه واژگان زبان انگليسی در درازمدت است. مثلاً اگر فردی بتواند اين کار را (آموختن 20 واژه جديد در هر هفته) برای يک سال ادامه دهد، در پايان سال بيش از 1000 واژه جديد به دامنه لغات او اضافه شده است.


3. نکته ديگر آن است که برخی از واژه‌ها ممکن است به نظر شما چندان دشوار نباشند و از پيش در دامنه واژگان شما حضور داشته باشند. علت آن که برخی از آنها در اين مجموعه آمده آن است که گاهی يکی از معانی واژه‌ای برای ما آشناست، در حالی که معانی ناآشنای ديگری نيز دارد که کاربردهای مفيدی دارند.

 به عنوان مثال، واژه maintain را در نظر بگيريد. به احتمال زياد شما با اين واژه در معنای "نگهداری کردن" آشنا هستيد (مانند نگهداری و تعميرات يک ساختمان، جاده، کارخانه و ...) اما اين واژه سه معنی ديگر هم دارد که هر سه کاملاً کاربردی هستند:
الف ـ حفظ کردن (مثلاً در جمله "ارتش برای حفظ نظم فراخوانده شد.")
ب ـ تامين مالی کردن (واژه
maintenance در زبان انگليسی دقيقاً معادل "نفقه" در زبان فارسی است، يعنی پولی که پدر خانواده بايد به همسر و فرزندانش بپردازد و زندگی آنها را تامين کند).
ج ـ اصرار ورزيدن، پافشاری کردن (مثلاً در جمله "او در طول دوران زندان همواره بر بی‌گناهی‌اش اصرار می‌ورزيد").

 
4. معنی انگليسی واژه‌ها عمدتاً از لغتنامه
Cambridge Advanced Learner’s Dictionary و معنی فارسی آنها عمدتاً از لغتنامه "فرهنگ هزاره" - اثر ارزشمند آقای دکتر علی‌محمد حق‌شناس و همکاران ايشان - استخراج شده است.

 
5. به نظر من در يادگيری واژگان زبان انگليسی (و هر زبان خارجی بطور کلی)، بسيار مهم است که معادلهای فارسی آنها را بخوبی فراگرفت. برای اين کار دو دليل مهم وجود دارد:

الف ـ دانستن معادل فارسی يک واژه بخاطر سپردن معنی و کاربرد آن را آسانتر می‌سازد.
ب ـ متاسفانه بسياری از ايرانيان چه آنها که در کشورهای انگليسی‌زبان زندگی می‌کنند و چه آنها که زبان تخصصی حرفه‌شان انگليسی است، به تدريج به زبان فارگليسی (!!) صحبت می‌کنند (به تعبير شاملو: "... زبان حرامزاده‌ای که صرف و نحوش فارسی است و لغاتش انگليسی.") و اين در حالی است که برای بسياری از اين واژه‌ها معادلهای فارسی خيلی خوبی وجود دارد.

به عنوان مثال در زبان انگليسی، کسی که می‌خواهد يک اعتياد زيان‌آور (مواد مخدر، الکل و ...) را ترک کند يا کسی که در يک سانحه بشدت آسيب ديده و نياز به درمانهايی (مانند فيزيوتراپي) دارد تا به زندگی عادی بازگردد، به مراکزی مراجعه می‌کند که rehabilitation center خوانده می‌شوند. يک ايرانی مقيم کشوري انگليسی‌زبان احتمالاً همين ترکيب را در گفتار فارسی‌اش بکار می‌برد، در حالی که در زبان فارسی دو معادل بسيار خوب برای اين مفهوم وجود دارد: "مرکز بازپروری" (عمدتاً برای ترک اعتياد) و "مرکز توانبخشی" (عمدتاً برای افراد معلول يا سانحه ديده).

 
6. برای هر واژه در صورت امکان چند مثال ذکر شده است تا کاربرد آن را در متن و بافت جمله
(context) آموزش دهد. اين مثالها هم عمدتاً از لغتنامه کمبريج برداشته شده‌اند.


7. برای هر واژه لغتهای مترادف (synonym) و متضاد (antonym) آورده شده است. يادگيری اين لغات به توسعه بيشتر دامنه واژگان کمک می‌کند. مثلاً به ازای مدخل اصلی remorse (به معنای تاسف، افسوس، ندامت و پشيمانی)، مترادفهايی مانند regret، contrition، contriteness، compunction، penitence و repentance آورده شده که به نظرم همه آنها (بجز regret) برای فردی با سطح زبان بالاتر از متوسط ناآشنا هستند. به اين ترتيب تعداد لغاتی که در طول هفته فراگرفته می‌شود چند برابر تعداد مدخلهای اصلی (20) خواهد بود.

 

8. نکته‌ای که البته بايد در مورد استفاده از مترادفها بدان توجه کرد آن است که اگرچه از نظر معنايی به هم نزديک هستند اما لزوماً در بافت (context) يکسانی استفاده نمی‌شوند. مثلاً در زبان فارسی واژه‌های تاسف، افسوس، ندامت و پشيمانی کاربرد عمومی دارند در صورتی که واژه‌های توبه و استغفار بيشتر در بافت مذهبی بکار می‌روند. به عنوان مثالی ديگر، اگرچه سه لغت corpse، cadaver و ‍carcass مترداف هستند، اولی بيشتر در مقابل "جنازه" بکار می‌رود، دومی بيشتر معادل "جسد" و لغت آخر معادل دقيقی برای "لاشه" است (که خوراک لاشه‌خواران می‌شود). اين هر سه اگرچه معنای مشابهی دارند اما همه جا بجای يکديگر استفاده نمی‌شوند.


9. روشن است که معانی فارسی و انگليسی، مثالهای کاربردی و لغات مترادف و متضاد يک واژه به تفکيک معانی مختلف آن واژه از يکديگر جدا شوند. اگر واژه‌ای چند معنی داشته باشد، از علامت + برای نشان دادن معنايی که در فيلم مورد نظر است، استفاده شده است.

 
10. و نکته آخر آن که برای هر واژه، لغات هم‌خانواده
(cognates) نيز فهرست شده‌اند. يادگيری اين لغات نيز کمک می‌کند که استفاده از واژه اصلی در صورتهای دستوری مختلف (اسم، فعل، قيد و صفت) فراگرفته شود.

 

 

  • آموختن واژگان زبان انگليسی
  • به تاريخ: شنبه 21 مهرماه 1386
  • نظرات ارايه شده : 4

 


 

نظرات ( تعداد: 4 نظر )

Salam Saeed Jan
Very nice website and weblog
Great method to expand vocab
Excellent Job, Keep it up

Congratulation
Very good job

salam saeed jan
talashi besyar arzande va ghabel taghdir

سلام با تشكر از زحمات شما
سوالي داشتم
ميشه تفاوت معنايي toolوmeans وinstrumentچيست؟
همچنينreactوreflex
با تشكر

 

ارسال نظر: